فراخوانی برای یاری رساندن به آسیب‌دیدگان سیل محله‌ی سعدی شیراز

خبر وقوع سیل در محله‌ی سعدی شیراز در رسانه‌های رسمی و نیز فضای مجازی انتشار گسترده‌ای داشته، و به تبع آن حضور مردم مشتاق به کمک در منطقه نیز پررنگ بوده است.
این حضور شورمند گره‌های مهمی را از کار خانواده‌های آسیب‌دیده گشوده، اما در عین حال در بعضی حوزه‌های مهم ضرورت پیگیری‌های توأم با دقت نظر و برنامه‌ریزی پا برجا است.

«خانه‌ی دیدار دوست» و موسسه‌ی «روشنای طلوع مهر» دو نهاد مستقر در محله هستند، و کانون دانشجویی دستان مهر علی(ع) نیز در همکاری با این دو نهاد فعالیت‌هایی را در حوزه‌ی بهداشت و درمان در محله انجام می‌دهد. این فراخوان، یک فراخوان مشترک از جانب این سه نهاد برای یاری رساندن به آسیب‌دیدگان این حادثه است.

آسیب عمده‌ی مربوط به این سیل، آب‌گرفتگی منازل بوده که در منطقه‌های مختلف محله شدت متفاوتی داشته است. در بعضی از مناطق آب و گل و لای تمام فضای منزل را پر کرده و به میزان قابل توجهی بالا آمده، در نتیجه منزل و وسایل آسیب دیده‌اند.
تعدادی از این خانواده‌ها استطاعت مالی کافی برای تعمیر منزل و تهیه‌ی مجدد وسایل را دارند، اما عده‌ای نیز از چنین امکانی بی‌بهره‌اند. تخمین ما این است که حدود ۳۰ خانواده در اولویت اول یاری‌رسانی قرار دارند.

با توجه به بررسی‌های ابتدایی وضعیت منطقه و نیز با توجه به امکاناتی که در اختیار داریم، تصمیم گرفتیم که در موارد زیر دست به اقدام بزنیم:

🔸 نخستین گام بررسی وضعیت ساختمان و نیز تأسیسات (آب و برق) با کمک یک گروه از متخصصین داوطلب و نیز نیروهای محلی است. در این مرحله تلاش می‌کنیم مشکلات تأسیساتی خانه را تا حد ممکن رفع کنیم، و نیز برآوردی از میزان آسیب‌های وارده به وسایل داشته باشیم.

🔸 برای خانواده‌های آسیب‌دیده‌ی کم‌بضاعت، یک بسته غذایی و بهداشتی خواهیم داشت، به شکلی که نیازمندی یک ماه ایشان را پوشش دهد. در مورد شکل رساندن بسته‌ها به دست خانواده‌ها دقت کافی خواهیم داشت تا عزت خانواده خدشه‌دار نشود.

🔸 یکی از دغدغه‌های ما رویارویی مناسب با ترس و اضطرابی است که کودکان منطقه تجربه کرده‌اند. به این منظور، تصمیم داریم تا برنامه‌ای را در صبح و بعد از ظهر روز جمعه (۹ فروردین) در مکانی نزدیک به منطقه‌ی آسیب‌دیده اجرا کنیم.
این برنامه برای کودکان ۳ تا ۱۱ سال برگزار خواهد شد، و شامل بازی‌های حرکتی و فکری، نمایش و قصه، ساخت کاردستی، نقاشی و نیز آموزش مختصری درباره‌ی نکات ایمنی خواهد بود.

🔸 و در نهایت، در هفته‌ی آتی و پس از فرو کش کردن تب و تاب اولیه، نیازمندی‌های مرتبط با اقلام پرهزینه‌تر (یخچال، اجاق، پتو، …) را بنا به اولویت و تا حد امکان پوشش خواهیم داد.

🔹 برآورد ما از هزینه‌ی لازم برای انجام این اقدام‌ها با در نظر گرفتن حدود ۳۰ خانواده‌ی دارای اولویت، ۳۰ میلیون تومان است.
حدود ۲۰ درصد از این مبلغ صرف تهیه‌ی بسته‌های غذایی و بهداشتی، ۷۵ درصد صرف رفع مسائل مرتبط با تأسیسات منزل و تهیه‌ی اقلام هزینه‌بر، و مابقی مبلغ صرف برنامه‌ی یک روزه برای کودکان محله خواهد شد.

🔹 لطفاً مبلغ کمک‌های خود را به این حساب واریز نمایید:

◽️شماره کارت: ۶۲۲۱۰۶۱۲۱۳۴۰۵۸۷۳ به نام مؤسسه‌‌ی «خانه دیدار دوست»
◽️شماره شبا: IR810540206230100567470605

(در صورتی که مبلغ جمع‌آوری شده بیش از حد نیاز بود، مابقی مبلغ را صرف امور دیگر خانواده‌های نیازمند منطقه، به ویژه آسیب‌دیدگان از سیل خواهیم کرد.)

📆 حداکثر فرصت مشارکت در این فراخوان تا پایان روز یکشنبه، ۱۱ فروردین خواهد بود.
اجرای بخشی از این اقدام‌ها از همین امروز شروع شده؛ از این رو ممنون می‌شویم اگر در اسرع وقت نسبت به مشارکت در این برنامه اقدام کنید.

🍃خانه‌ی دیدار دوست

🍃مؤسسه‌ی روشنای طلوع مهر

🍃کانون دانشجویی دستان مهر علی(ع)

Share

نویسنده: حسین صفرزاده



امشب تو را مطربی خواهم کردن … (حکایتی از شیخ ابوسعید ابوالخیر)

نقل است که خادم گفت: وام بسیار داشتم و هیچ وَجه نبود. یکی صد دینار آورد. شیخ گفت: «برو به فلان مسجد درشو و آن‌جا پیری است بدو دِه.»

من بیامدم و بدو دادم. پیری بود طنبوری در زیر سر نهاده، و به گریستن ایستاد و پیش شیخ آمد و گفت: مرا از خانه بیرون کردند و نانم ندادند و کسم به سماع نمی‌برد و گرسنه بودم. به مسجدی رفتم و گفتم: «خدایا! من هیچ نمی‌دانم جز این طنبور زدن. نان تنگ است و مرا به کوی باز نهاده‌اند و شاگردان روی از من بگردانیده‌اند و کسم نمی‌خواند. امشب تو را مطربی خواهم کردن، تا نانم دهی.» تا به وقتِ صبح می‌زدم و می‌گریستم. چون بانگِ نماز آمد در خواب شدم. تا اکنون که تو آمدی و زر به من دادی.

پس بر دستِ شیخ توبه کرد. شیخ گفت: «ای جوانمرد! از سرِ کمی و نیستی در خرابه‌ای نَفَسی بزدی ضایعت بنگذاشت. برو و هم با او می‌گوی و این سیم می‌خور!» پس شیخ روی به خادم کرد و گفت: «هیچ کس بر خدای تعالی زیان نکرده است.»

(چشیدن طعم وقت:مقامات کهن و نویافته‌ی بوسعید – مقدمه، تصحیح و تعلیقات محمدرضا شفیعی کدکنی – تهران: سخن، ۱۳۸۵)

Share


درباره‌ی کالایی شدن آموزش

برش‌هایی از یک مصاحبه با «رضا امیدی»، منتشر شده در روزنامه‌ی ایران، شماره ۱۹ آذر ۹۷

(متن کامل مصاحبه را در این آدرس ببینید.)

🔸خصوصی‌سازی آموزش عمومی، سابقه‌ای قدیمی در ایران دارد و نخستین قانون تأسیس مدارس خصوصی مربوط به ۱۳۳۵ است و تا سال تقریباً ۴۱ و ۴۲ با شیبی تند گسترش پیدا کرد به طوری که در اواخر دهه ۴۰ چیزی حدود ۱۰-۱۱ درصد دانش‌آموزان کشور در این مدارس درس می‌خواندند.
در سال ۱۳۴۵ سندی از سوی دفتر برنامه و بودجه تحت عنوان «مسأله واگذاری امور فرهنگی به مردم» منتشر شد که در آن سند به صراحت قید شده بود که مدارس خصوصی آنچنان باید گسترش پیدا کنند که تمام فرزندان طبقات مرفه به این گونه مدارس دسترسی داشته باشند اما دیری نپایید که در سال ۱۳۵۳ تمام مدارس خصوصی در ایران مجدداً دولتی شدند. این روند تا سال ۱۳۶۸ ادامه پیدا کرد. از این زمان قانون تأسیس مدارس غیرانتفاعی در ایران با یک ادبیات کاملاً اقتصادی مبنی بر اینکه مردم باید در تأمین هزینه‌های آموزش، مشارکت اقتصادی داشته باشند، بار دیگر در دستور کار قرار گرفت.

🔸نکته‌ای که در آن مقطع مطرح می‌شد، این بود که طبقاتی در جامعه وجود دارند که مایل هستند خدمات باکیفیت‌تر و بیشتری را برای فرزندانشان تأمین کنند و در آن دوره این کار از طریق معلمان خصوصی در خانه صورت می‌گرفت. بنابراین، کوشیدند که به این روند، شکلی سازماندهی شده بدهند و مدارس غیرانتفاعی با هدف تأمین مطالبات طبقات بالای جامعه و کنترل روند آموزشی تأسیس شدند.

🔸دولت در راستای کوچک‌سازی خود و کاهش هزینه‌های اجتماعی و کنترل کسری بودجه کوشید تا خصوصی‌سازی را به عرصه‌های اجتماعی، از جمله آموزش و سلامت نیز تسری دهد. از طرفی چون مردم در این حوزه‌ها در تنگنا قرار داشتند، به این جریان پیوستند. این مسأله حتی به مدارس دولتی هم کشیده شد به طوری که بر اساس گزارشی که سال گذشته آموزش و پرورش اعلام کرد، میزان شهریه‌هایی که مردم به مدارس دولتی داده‌اند، حدود ۱۰ هزار میلیارد تومان است، که تقریباً دو برابر کل بودجه آموزش عالی کشور است! که به این امر اصطلاحاً «خصوصی‌سازی پنهان» گفته می‌شود.

🔸قانون‌اساسی در اصل ۳۰ بر «آموزش و پرورش رایگان» تأکید دارد و تقریباً تا اواخر دهه ۶۰ آموزش و پرورش برای همه رایگان بود. اما در برنامه اول توسعه ایران، با وجود تأکید‌های قانون‌اساسی، بتدریج آموزش تبدیل به «کالا» شد.

🔸محاسبات ما نشان می‌دهد که میزان نابرابری‌هایی که در هزینه‌های آموزش بین خانواده‌های دهک دهم (ثروتمندترین) و فقیرترین دهک وجود دارد، چیزی حدود یک به پنجاه‌وسه است؛ یعنی دهک ثروتمند ۵۳ برابر دهک فقیر، برای آموزش فرزندش هزینه می‌کند. البته این آمار مربوط به سال ۹۶ است.
بنابراین پیامد اجتماعی آن به اعتقاد من، تقطیع و متمایز کردن جامعه است، به طوری که برای خانواده‌های طبقات بالا دسترسی به این نوع از مدارس، الزاماً با هدف دسترسی به آموزش با کیفیت نیست، بلکه ابزاری برای تمایز دادن خود از دیگر طبقات است.

🔸تحصیل در این نوع از مدارس الزاماً به معنای آموزش با کیفیت هم نیست. به‌عنوان مثال، از جمله خدمات این مدارس، اردوهای خارج از کشور است. بتازگی شنیدم مدرسه‌ای در تهران، در ازای هر دانش‌آموز ۳۵ میلیون تومان برای سفر یک هفته‌ای به انگلستان از والدین هزینه دریافت کرده است! این در حالی است که چنین برنامه‌ها و اردوهایی در عمل به دانشِ دانش‌آموزان چیزی اضافه نمی‌کند.

🔸گروه‌های صاحب ثروت در ایران، عملاً گروه‌های صاحب صدا هم هستند. ما در واقع، طی این فرآیند داریم گروه‌های بی‌صدا را از گروه‌های کم صدا‌تر جدا می‌کنیم که برای اعتراض و مطالبه‌گری نسبت به آموزش، دیگر صدایی از طریق خانواده شنیده نشود.

🔸به‌صورت میانگین در دنیا امروزه، حدود ۸۷ درصد هزینه‌های آموزش عمومی را دولت‌ها تأمین می‌کنند، در اروپا این مقدار ۹۰ درصد است و در برخی دیگر از کشورهای اروپایی این مقدار به ۹۹ درصد هم می‌رسد. و مابقی را سایر نهادهای خیریه و موقوفات می‌پردازند، اما در ایران در بهترین حالت هزینه‌های آموزش عمومی که دولت متقبل می‌شود، ۶۰ درصد است. بدون احتساب هزینه‌هایی که خانواده‌ها برای خرید کتب درسی و کلاس‌های کنکور می‌پردازند که از این نظر جزو کشورهای ضعیف به حساب می‌آییم. ۹۸ درصد بودجه‌ای که دولت به آموزش و پرورش می‌دهد، فقط صرف حقوق معلمان می‌شود یعنی ما اداره مدارس و اداره آموزش و پرورش را عملاً از جیب مردم تأمین مالی می‌کنیم.

🔸مطالعات خصوصاً در نمونه دانمارک نشان می‌دهند که خصوصی‌سازی آموزش حتی اگر در مواردی به «بهبود کیفیت» منجر شده باشد، قطعاً به «نابرابری اجتماعی» انجامیده است.

(متن کامل مصاحبه را در این آدرس ببینید.)

Share