قرآن، سیره و حدیث

سخنانی از امام علی(ع)، به نقل از نهج‌البلاغه

?خدای سبحان روزی تهیدستان را در اموال توانگران واجب کرده است. پس هیچ فقیری گرسنه نماند مگر به خاطر آن که توانگری حق او را نداد و از آن خود را به نوایی رساند. خداوند متعال، توانگران را از حق فقرا بازخواست خواهد کرد. (حکمت ۳۲۸)

?خداوند از آگاهان پیمان گرفته است که در برابر پرخوری ستمکاران و گرسنگی ستمدیدگان ساکت ننشینند. (خطبه ۳)

?سبب ویرانی سرزمین تنگدستی مردمان آن است، و مردم شهرها هنگامى تنگدست گردند که حاکمان روى به گرد آوردن مال بیاورند و از ماندن خود بر سر قدرت اطمینان نداشته باشند، و از آنچه مایه عبرت است کمتر سود برند. (نامه ۵۳)

?نفس خویش را گرامی شمار و از هر پستى دور بدار، هرچند تو را بدانچه خواهانى رساند، زیرا در برابر آنچه از خود بر سر این کار مى‏نهى، عوضی دریافت نمی‌کنی.
بنده‌ی دیگرى مباش که خداوند آزادت آفریده است؛ و در آن خیر که جز به شرّ و بدى به دست نیاید و آن آسانی که جز با سختى و خوارى بدان نرسند، کسى چه خیری دیده؟ (نامه ۳۱)

?ارزشِ انسان به اندازه‌ی همت اوست. (حکمت ۴۷)

?ارزش هر کس به آن است که در دیده‌اش زیباست. (حکمت ۸۱)

?برای تربیت کردن نفست همین بس که از آنچه از دیگران نمی‌پسندی، دوری کنی. (حکمت ۴۱۲)

?بدى را از دل دیگران ریشه‌کن نمای با برکندن آن از سینه‌ی خویشتن .(حکمت ۱۷۸)

?پس میان را استوار ببندید و زیادت دامن را برای کار درچینید، که نتوان هم آهنگ راسخ [بر کاری خطیر] کرد و هم بر خوان مهمانی آسوده نشست. چه بسیار خواب شبانگاه که تصمیم‌های روز را در هم شکست و گردِ تاریک فراموشی که بر آینه‌ی همّت‌ها نشست. (خطبه ۲۴۱)

?سخنان بالا از کتابچه‌ی «صلای بیداری» انتخاب شده است. این کتابچه که حاوی فرازهایی از سخنان امام علی(ع) در نهج‌البلاغه است، می‌تواند فرصتی نیکو برای تأمل و عزم و تصمیم را فراهم آورد.

«صلای بیداری» را می‌توانید به مناسبت سالروز میلاد امام علی(ع) به دوستان و آشنایان هدیه دهید.

?دریافت کتابچه‌ی «صلای بیداری»:

http://ayat.ir/wp-content/uploads/2015/09/salaye_bidari.pdf

 

چند سخن از حضرت عیسی(ع)، به مناسبت سالروز ولادت ایشان

? با دشمن خویش به عدالت رفتار کنید و از آن که به شما ستم کرده‏ است در‏گذرید، همچنان‌که دوست دارید از بدی شما در‏گذرند. از عفو خداوند عبرت گیرید، آیا نبینید که خورشیدِ خداوند بر نیک و بدِ شما می‏‌تابد و بارانش بر صالحان و خطاکاران فرو می‏‌بارد؟

? فرمود: اگر یکی از شما بر برادرش گذر کرد و دید جامه‏‌اش از عورتش به کنار رفته‏ است آیا بیشتر عریانش کند یا جامه بر او افکند؟ گفتند: او را می‌پوشانیم. فرمود: نه! بلکه شما او را عریان‏‌تر می‏ کنید؛ این مَثَل کسی از شماست که بر عیبی از برادرش مطلع شود و آن را نپوشاند.

? به عیب‌های مردم چون خواجگان منگرید بلکه به عیب‌های ‌ایشان چون بندگان بنگرید.

? به حق بگویم‌تان، کِشت در دشت [با خاکی نرم] می‏ روید نه بر روی سنگ خارا؛ همچنین حکمت در قلب متواضع شکوفا می‏ شود نه در قلب متکبر جبار.

? عالِم، شایسته‌ترین افراد برای خدمت به مردم است.

? برگرفته از: http://ayat.ir/CKVZY

#سخنان_بزرگان

چند سخن از پیام آور رحمت

? امام حسین(ع)، به نقل از رسول خدا(ص) فرمود: هر که فرمانراوایی ستمگر را ببیند که حرام‌های خدا را حلال می‌شمرد، پیمان خدا را می‌شکند، با سنت رسول خدا مخالفت می‌کند و در میان بندگان خدا بر اساس گناه و تجاوز رفتار می‌کند، و نه با کردار خود بر او بشورد و نه با گفتار خود، آنگاه بر خداست که [در روز جزا] او را به همان جایگاهی در آورد که آن ستمگر را در می‌آورد.

? امام علی(ع): بارها از پیامبر(ص) شنیدم که می‌فرمود: «ملتی که حق ضعیفان را از زورمندان بدون ترس و لرز نستاند هرگز پاک نمی‌شود و روی سعادت نمی‌بیند»

? پیامبراکرم(ص): هرگاه بدکار ستوده شود، عرش مى‌لرزد و پروردگار به خشم مى‌آید.

? پیامبراکرم(ص): هرکه نزد توانگری رود و از سر چشمداشت به آنچه او دارد در برابرش کرنش کند، دو سوم دینش از بین می‌رود.

? پیامبراکرم(ص): هر کس دوست داشته باشد که او نشسته باشد و مردم در برابرش بایستند، جایگاهش در آتش است.

? پیامبراکرم(ص): روز قیامت بدترین مردم در پیشگاه خدا کسانی هستند که مردم از ترس گزندشان به آن‌ها احترام بگذارند.

? مردی را پیش پیامبر(ص) آوردند و گفتند: «این شخص می‌خواسته شما را بکشد.» پیامبر(ص) دستور داد او را رها کنند و با گذشتن از خطای او، قصاص قبل از جرم را مردود دانست و به آن مرد فرمود: «نترس، بر فرض که چنان قصدی هم داشته‌ای، اما بر من که دست نیافته‌ای.»

? خدا را به یاد فرمانروایان امتم پس از خود می‌آورم … [و از آنان می‌خواهم که] درِ خانه‌ی خود را به روی مردم مبندند که در این صورت قدرتمندان و توانگران ایشان، ضعیفانشان را خواهند خورد!

? برگرفته از: http://ayat.ir/bx1lR

سوال کنید که به شما داده خواهد شد…

? سخنانی از حضرت عیسی(ع):

? ثروت خود را بر روی این زمین میندوزید، جایی که بید یا زنگ بدان آسیب می زند و یا دزدان آن را می ربایند. بلکه گنج ها به جهت خود در آسمان بیندوزید، جایی که از بید و زنگ و دزد خبری نیست. زیرا هر کجا گنج توست، دل تو نیز در آنجا خواهد بود.

? سؤال کنید که به شما داده خواهد شد. بطلبید که خواهید یافت. بکوبید که در به روی شما باز خواهد شد. زیرا هر که سؤال کند، به دست خواهد آورد، و آن کسی که طلب کند خواهد یافت و هر که بکوبد، به روی او گشوده خواهد شد.
و کدام آدمی است از شما که پسرش نانی از او خواهد و او سنگی به پسرش دهد؟ یا اگر ماهی خواهد ماری بدو بخشد؟ پس هرگاه شما که گناهکار و سنگدل هستید، به فرزندان تان چیزهای نیکو می بخشید، چقدر بیشتر پدر آسمانی تان، برکات خود را به شما خواهد بخشید، اگر از او بخواهید.

? نترسید از کسانی که میتوانند فقط بدن شما را بکشند ولی نمی توانند به روحتان صدمه ای بزنند. [ …] قیمت دو گنجشک چه قدر است؟ خیلی ناچیز، ولی حتی یک گنجشک نیز بدون اطلاع پدر آسمانی شما بر زمین نمی افتد. تمام موهای سر شما نیز حساب شده است. پس نگران نباشید. در نظر خدا شما خیلی بیشتر از گنجشک های دنیا ارزش دارید.

​ بخش‌هایی از یکی از سخنرانی‌های امام موسی صدر در مورد واقعه عاشورا

? یکی از دوستان اندیشمند ما می‌گوید که دشمنان حسین(ع) سه گروه‌اند:
 دشمن نخست: کسانی که حسین(ع) و یارانش را کشتند. آنان ستمکار بودند، اما اثر ستمشان ناچیز است، زیرا که جسم را کشتند و اجساد را پاره‌پاره کردند و چادرها را به آتش کشیدند و اموال را به غارت بردند. آنان چیزهای محدودی را از میان بردند.

 دشمن دوم: کسانی که کوشیدند تا آثار حسین(ع) را پاک سازند. بنابراین نشانه‌های قبرش را از میان بردند و بقعه‌ای را که در آن به خاک سپرده شده بود، به آتش کشیدند و یا مانند بنی‌عباس، حرم امام حسین(ع) را به آب بستند. اینان مانع عزاداری برای حسین(ع) شدند.

این‌ها گروه دوم از دشمنان حسین(ع) هستند، کسانی که می‌خواستند اسم حسین(ع) و یاد حسین(ع) فراموش شود و آرامگاه حسین(ع) و عزاداری بر حسین(ع) از میان رود.

خطر این گروه بیش از گروه اول است، اما در اجرای برنامه‌هایشان، ناتوان ماندند، چنان‌که این مسئله در تاریخ روشن شد. ما، امروز شاهد گسترش زمانی و مکانی عزاداری‌های امام حسین(ع) هستیم.

گروه دوم از دشمنان امام حسین(ع)، پرخطرتر و ستمکارتر از گروه نخست‌اند، اما در کارشان ناکام ماندند. [با این حال] خطر این‌ها از گروه سوم کمتر است.

 دشمن سوم: این گروه بر آن بودند تا چهره‌ی امام حسین(ع) را مخدوش کنند و واقعه‌ی کربلا را در حد سالگردها و عزاداری‌ها نگه دارند و آن را در گریه و اندوه و ناله منحصر کنند.

? ما بر حسین(ع) می‌گرییم، اما هرگز در گریه متوقف نمی‌شویم. و بر آنیم که تکلیف ما فقط با عزاداری به انجام نمی‌رسد. اگر در تاریخ نبرد میان حق و باطل، واقعه‌ی کربلا را از مقطع زمانی خودش خارج سازیم و آن را با گذشته پیوند دهیم، به طور طبیعی حادثه با آینده هم پیوند می‌خورد. چنان‌که می‌گوییم حسین وارث آدم(ع) و نوح(ع) و موسی(ع) و عیسی(ع) است و امام صادق(ع) و باقر(ع) و رضا(ع) میراث‌دار او هستند و هر کسی که با باطل می‌ستیزد و همه‌ی توان و حیات خود را در راه دفاع از حق تقدیم می‌کند، میراث‌دار اوست.

? ما روایت این رخدادها را در ایام عاشورا می‌خوانیم. هدف چیست؟ می‌خواهیم عاشورا را در جایگاه درست تاریخی خود قرار دهیم، زیرا که این واقعه در سلسله‌ی حلقه‌های متصل به هم جای دارد. نبرد حق و باطل با حسین(ع) به اوج خود می‌رسد، اما این نبرد همچنان ادامه دارد.

درباره‌ی حسین(ع) می‌گفتند:

«خرج عن حده فقتل بسیف جده» (او از حد و حدود خود تجاوز کرد و با شمشیر جدش کشته شد.)

این حکمی بود که در محکمه برای امام حسین(ع) صادر کردند. می‌گفتند: چرا عصیان می‌کنی؟ چرا نمی‌گذاری مردم شادمان باشند؟ چرا نمی‌گذاری مردم نماز بگزارند و روزه بگیرند؟ حج بر جای آورند و زکات بپردازند؟ ای حسین! چرا این کار را می‌کنی؟ از این همه نبرد و درگیری چه می‌جویی؟

? واقعه‌ی کربلا، نبردی منفک و پدیده‌ای یگانه در تاریخ انسان نیست، البته حلقه‌ای ویژه است و همچنان که این حلقه با گذشته پیوند دارد، با آینده نیز در پیوند است.

ما با این یادکردها و عزاداری‌ها و برپایی مجالس سوگ، می‌کوشیم تا این واقعه را همچون رویدادی تازه تجربه کنیم.

به سخنان امام حسین(ع) گوش فرا می‌دهیم:

«ألا ترون أن الحق لایعمل به و الباطل لایتناهی عنه» (آیا نمی‌بینید به حق عمل نمی‌شود و از باطل دوری نمی‌شود؟)

این سخن در گوش عزاداران طنین می‌افکند و انسان را وا می‌دارد تا هوشیار باشد که امروز چه باید بکند؟

وقتی که انسان معاصر درمی‌یابد که نبرد امام حسین(ع) با گذشته و آینده پیوند دارد، درنگ می‌کند و در برابر دو جبهه می‌ایستد تا صف خود را انتخاب کند.

? قسمت‌های بیشتری از این سخنرانی را اینجا بخوانید: http://ayat.ir/ELDaZ

? مطالب دیگری در مورد واقعه‌ی کربلا را در این آدرس ببینید: http://ayat.ir/n6uRF

کتابچه‌ی «نهضت عاشورا»

نگاه دقیق و همراه با تفکر به زندگی گذشتگان، می‌تواند نوری به مسیر پیش رویمان بتاباند و راه‌های جدیدی را برایمان نمایان کند؛ و در رویارویی با زندگی گذشتگان هر چه با انتخاب‌هایی حیات‌بخش‌تر مواجه باشیم، راه‌هایی که فرارویمان آشکار می‌شود ما را به زندگی ناب‌تری می‌رساند.

هدف کتابچه‌ی «نهضت عاشورا»، رویارو کردن مخاطب با امام حسین(ع)، و با دیگر مردمان حاضر در داستان زندگی امام است: خانواده و یاران وی، مردمی که رو در رویش ایستادند، مردمی که سعی کردند بی‌طرف بمانند، و … . در این کتابچه تلاش بسیاری شده تا تنها از منابع معتبر بهره گرفته شود، و از نقل مطالب سست و بدون سند خودداری شده است.

این کتابچه با دو مطلب در مورد امام حسین(ع) در دوران معاویه شروع می‌شود، و با ذکر اتفاقات رخ داده در مسیر مدینه تا کربلا و سخنان امام ادامه می‌یابد. پس از آن، گزارشی از ماجرای مسلم در کوفه، و گزارشی از وقایع پس از عاشورا آمده است. در انتها، فصلی به حکمت‌ها، و دعاهای نقل شده از امام اختصاص یافته است.

? کتابچه‌ی «نهضت عاشورا» را از این آدرس دریافت کنید: https://goo.gl/Nb9v1H

گزیده‌ی حکمت‌های امام حسین(ع)، و موقعیت‌هایی از مسیر مدینه تا کربلا، در این بولتن نیز آمده است: https://goo.gl/5tBzod
با توجه به حجم کم بولتن، می‌توان آن را به تعداد زیاد تکثیر کرد در مجالس توزیع نمود.

​ سخنانی از امام علی(ع) در نهج‌البلاغه

? خویشتن خویش را گرامی شمار و از هر پستى دور بدار، هرچند تو را بدانچه خواهانى رساند، زیرا در برابر آنچه از خود بر سر این کار مى‏نهى، عوضی دریافت نمی‌کنی. بنده‌ی دیگرى مباش که خداوند آزادت آفریده است؛ و در آن خیر که جز به شرّ و بدى به دست نیاید و آن آسانی که جز با سختى و خوارى بدان نرسند، کسى چه خیری دیده؟ (نامه ۳۱)

? ارزشِ انسان به اندازه‌ی همت اوست. (حکمت ۴۷)

? ارزش هر کس به آن است که در دیده‌اش زیباست. (حکمت ۸۱)

? برای تربیت کردن نفست همین بس که از آنچه از دیگران نمی‌پسندی، دوری کنی. (حکمت ۴۱۲)

? بدى را از دل دیگران ریشه‌کن نمای با برکندن آن از سینه‌ی خویشتن .(حکمت ۱۷۸)

? [اندکی پیش از مرگ، پس از آنکه ابن ملجم او را ضربت زده بود فرمود: ] 

اگر زنده ماندم، خود اختیاردار خونم هستم، و اگر بمیرم، مرگ وعده‏گاه دیدار من است. اگر [قاتل خود را] ببخشم، بخشش موجب نزدیکی من است به خداوند، و [اگر شما ببخشید] برای شما نیکوکاری. پس درگذرید! «آیا دوست نمی‏دارید که خدا شما را بیامرزد؟» [سوره نور، ۲۲] به خدا که با مردن چیزی به سراغ من نیامد که آن را نپسندم، و نه چیزی آشکار شد که آن را نشناسم، بلکه چون جوینده‌ی آب به شب هنگام بودم که ناگهان به آب رسد، یا طالبی که آنچه را خواهان است بیابد، و «آنچه نزد خداست برای نیکان بهتر است.» [سوره آل‌عمران، ۱۹۸] (نامه ۲۳)

? ایمان بنده راست نباشد جز آنگاه که اعتماد او به آنچه در دست خداست بیش از اعتمادش به آنچه در دست خودش است باشد. (حکمت ۳۱۰)
?  این سخنان از دفترچه‌ی «صلای بیداری» نقل شده است. این دفترچه گزیده‌ای از سخان امام علی(ع) در نهج‌البلاغه است، و فرصتی عالی برای تفکر و تغییر فراهم می‌کند. این دفترچه می‌تواند هدیه‌ی مناسبی برای دوستان باشد، به ویژه در مناسبت‌های مرتبط.

«صلای بیداری» را از این آدرس دریافت کنید: https://goo.gl/8UKPGi

دو قطعه در باب اطاعت

? روزی گذر امام حسین(ع) بر عبدالله پسر عمرو عاص افتاد، پس عبدالله گفت: «هر که دوست دارد محبوب‌ترین مردم زمین نزد اهل آسمان را ببیند، پس به این عبور کننده بنگرد، اگر چه من از شب‌های صفین تا کنون با او هم‌سخن نشده‌ام.»

ابوسعید خُدری این سخن را شنید و او را نزد امام حسین(ع) آورد. امام(ع) پرسید: «آیا تو می‌دانستی که من محبوب‌ترین مردم زمین نزد آسمانیانم و با این حال با من و پدرم در صفین به جنگ برخاستی؟ و به خدا سوگند که پدر من بهتر از من بود.»

عبدالله پوزش خواست و گفت: «پیامبر(ص) به من فرمود: از پدرت اطاعت کن.»

امام(ع) پاسخ داد: «آیا فرموده‌ی خدای متعال را نشنیده بودی که: ”و اگر [پدر و مادرت] تو را وادارند تا درباره‌ی چیزى که تو را بدان دانشى نیست به من شرک ورزى، از آنان فرمان مبر“ [سوره‌ی لقمان، ۱۵]؟! و آیا گفته‌ی رسول خدا را نشنیده بودی که: ”همانا اطاعت از غیر خدا فقط در کارهای نیک است“؟! و نیز این گفته‌ی او را که: ”از هیچ مخلوقی در چیزی که نافرمانی آفریدگار است، نباید اطاعت کرد“؟!»

? امام حسین(ع) در پاسخ نامه‌ی ابن‌زیاد که، در اطاعت فرمان یزید، او را به انتخاب مرگ یا بیعت مخیر کرده بود، فرمود: رستگار نباد مردمی که خشنودی مخلوق را به بهای کسب غضب خالق خریدند.
⬅️ منابع این سخنان و سخنان دیگری از امام حسین(ع) را در این آدرس ببینید: http://ayat.ir/0Iu4t

چند سخن از حضرت عیسی(ع)

? ای حواریون، بسا چراغی که باد آن را خاموش کرد و بسا عابدی که خودپسندی تباهش ساخت.

? به حق بگویم‌تان: کِشت در دشت [با خاکی نرم] می‏روید نه بر روی سنگ خارا؛ همچنین حکمت در قلب متواضع شکوفا می‏شود نه در قلب متکبر جبار.

? به حق بگویم‌تان: من به شما علم مى‌آموزم تا دانا شوید، علمتان نمى‌آموزم که خودپسند شوید.

? به حق بگویم‌تان: هر که زراعتش را از علف‌های هرز پاک نکند علف‌ها زیاد شوند تا جایی که زراعتش را فرو گیرند و تباهش گردانند.

? به عیب‌های مردم چون خواجگان منگرید بلکه به عیب‌های ‌ایشان چون بندگان بنگرید.

? به حق بگویم‌تان، اى بندگان دنیا، هریک از شما دیگرى را به صرف گمان دشمن مى‌دارد، ولى با وجود یقین (به بدى خویش) از خود نفرت به دل نمى‌گیرد.

? به حق بگویم‌تان، هر یک از شما چون عیب‌تان گفته شود، گرچه حقیقت داشته باشد، خشمگین شوید و چون بی‌جا ستایش‌تان کنند، شاد گردید.

? با دشمن خویش به عدالت رفتار کنید و از آن که به شما ستم کرده‏ است در‏گذرید، همچنان‌که دوست دارید از بدی شما در‏گذرند. از عفو خداوند عبرت گیرید، آیا نبینید که خورشیدِ خداوند بر نیک و بدِ شما می‏‌تابد و بارانش بر صالحان و خطاکاران فرو می‏‌بارد؟

? به حق بگویم‌تان، آتش در یک خانه می‏افتد و پیوسته از خانه‏‌ای به خانه‌ی دیگر سرایت می‏‌کند تا جایی که خانه‏‌های بسیاری را می‏‌سوزاند، مگر آنکه در همان خانه‌ی نخست جلو آتش را بگیرند. بدین سان است ستمگر […]، اگر آتش در خانه‌ی نخست چوب و تخته‏‌ای نمی‏‌یافت چیزی را نمی‏‌سوزاند.

? واى بر شما دنیاپرستان، گندم را پاک و پاکیزه کنید و خوب آردش کنید تا مزه آن را بفهمید و خوردنش بر شماگوارا شود، همچنین ایمان را بپالایید تا شیرینى آن را احساس کنید و به شما سود بخشد.

? به حق بگویم‌تان، بنده هر اندازه هم بکوشد، نمى‌تواند دو خداوند را خدمت کند و لاجرم یکى از آن‌ها را بر دیگرى بر مى‌گزیند. همچنین خدادوستى و دنیادوستى، درون شما جمع‌ نتواند شد.

? دنیا را پروردگار خود قرار ندهید که شما را بنده‌ی خود می‌کند و گنج خود را نزد آن که آسیبی بدان نمی‌رساند پنهان کنید، زیرا دارنده‌ی گنج از بلایی که به آن رسد می‌ترسد، اما کسی که گنج خود را به خدا سپرده است، از آفت بر آن نمی‌ترسد.

? چه سود برده آن که خود را به همه‌ی دنیا بفروشد و سپس آن‌چه را به بهای نفس خویش خریده، برای دیگران به ارث گذارد؟ چنین کس خود را تباه کرده است. خوشا به حال آن که نفس خویش را رهانید و آن را بر دنیا برگزید.

? خوشا به حال آن که دیده‏‌اش را در دلش نهد و دل به دیده ندهد.

? هر نعمتی که از عهده‌ی شکرش بر نیایی، چونان گناهی است که از آن بازخواست می‌شوی.

? به حق بگویم‌تان، به شرف آخرت نرسید، مگر با رها کردن آن چه دوست دارید. پس توبه را به فردا میفکنید که تا فردا یک روز و یک شب است و قضاى خداوند در این شب و روز رفت و آمد مى کند.

? آیا می‏‌شود از درختِ خار انگور چید؟

? چه چیز تو را باز می‏دارد از اینکه برای هراسی که نمی‏‌دانی کی به تو می‏‌رسد آماده شوی؟

⬅️ این سخنان از منابع اسلامی نقل شده‌اند. منابع این سخنان، و سخنانی دیگر از حضرت عیسی(ع) را در این آدرس ببینید: http://ayat.ir/CKVZY