قطعهای از کتاب «خورشید مغرب» نباید پنداشت که انتظار ظهور، و چشم به راه «مهدی موعود» بودن، به گونهای، موجب از دست هشتن حرکتهای اصلاحی، و حماسههای دینی و اجتماعی است. هرگز چنین نیست. انتظار، دعوت به «نپذیرفتن» است، نه «پذیرفتن»، نپذیرفتن باطل، نپذیرفتن ستم، نپذیرفتن بردگی و ذلت. انتظار، درفش بنیادگر مقاومت است، در …
🔸 باید از خودمان بپرسیم: آیا مایلیم در جهانی که در آن بردهداری وجود دارد زندگی کنیم؟ اگر ما اقدامی نکنیم، تنها خودمان را رها کردهایم تا کسی دیگر افسار را بکشد و بردهداری را به ما و به سیاستهای دولت، از طریق محصولاتی که ما میخریم، گره بزند. و در عین حال، اگر تنها …
در بنی اسرائیل یکی گناه بسیار داشت. خواست که توبه کند و ندانست که بپذیرند یا نه. وی را نشان دادند به کسی که عابدترین روزگار بود. از وی پرسید که «گناه بسیار دارم و نود و نه کس کشتهام، مرا توبه بوَد؟» گفت: «نه». آن عابد را نیز بکشت تا صد تمام شد. پس …
🔸 دو قطعه از «گیتانجالی» هشیار نبودم آن دم که برای نخستین بار از دروازه این زندگی گذر کردم کدامین توانمایه بود که مرا برانگیخت تا چونان غنچهای در نیمهشب جنگل به میان گستردگی این راز واگشوده شوم؟ به گاه برآمدن سپیده که به نور نگاه افکندم بیدرنگ احساس کردم که در این دنیا بیگانه …
«… من به دلتای می سی سی پی رفتم، یکی از فقیرترین نواحی در ایالت متحده آمریکا. این مکان بر پایه تاریخچهای قدرتمند شکل گرفته است. در دهه ۱۹۶۰ آفریقایی-آمریکاییها جانشان را در راه مبارزه برای تحصیلات و داشتن حق رای به خطر انداختند. من میخواستم قسمتی از آن تغییر باشم، تا به نوجوانان کمک …
🔸نمیدانم آیا کاملاً امکانپذیر هست که با واژهها شرایطی که نمیتوانی ارتباط برقرار کنی را بیان کنم. شخصیت تو در مه غلیطی ناپدید میشود و همه عواطف و آرزوهایت درون تو جمع، خفه و خاموش میشود… 🔸… من در وحشت زندگی میکردم، و میدانستم اینها دوباره و دوباره اتفاق خواهد افتاد، تنها نمیدانستم چه وقت. …