«امید است که خدا همگی‌شان را باز آورد …» (به بهانهٔ آیهٔ ۸۳ سورهٔ یوسف)

🔸 سورهٔ یوسف(ع)، ۸۳: [یعقوب‌] گفت: «[چنین نیست،] بلکه نفس شما امری [نادرست‌] را برای شما آراسته است. پس [صبر من‌] صبری نیکوست. امید که خدا همه آنان را به سوی من [باز] آورد، که او دانای حکیم است.»  🔸 این موقعیتی است که برادران به ظاهر در آن خطایی نکرده‌اند، اما یعقوب این سخن …

«هر کجا پنداشت توست، دوزخ است!» (به بهانهٔ آیهٔ ۶۴ سورهٔ یوسف)

سورهٔ یوسف(ع)، ۶۴: [یعقوب‌] گفت: «آیا همان گونه که شما را پیش از این بر برادرش امین گردانیدم، بر او امین سازم؟ پس خدا بهترین نگهبان است، و اوست مهربانترین مهربانان.» 🔸 این سخن یعقوب(ع) را شاید مانند سخنی طعنه‌آمیز بشنویم که در آن فرزندانش را به خاطر آن چیزی که پیش‌تر با یوسف(ع) کرده‌اند …

«دست‌هایت را به من قرض بده، ای پروردگار من …» (به بهانهٔ آیهٔ ۵۶ سورهٔ یوسف)

🔸 یوسف(ع) بار دیگر از چاه زندان به جایگاهی می‌رسد که قدرت و امکان انجام آنچه می‌خواهد را دارد. این بار نیز همچون قبل (آیهٔ ۲۱) پروردگار یوسف(ع) در کار این است که معنای واقعه‌ها را به او بیاموزد. یوسف(ع) که آموخته است چاه و زندان در دستان پرقدرت پروردگار می‌توانند زمینه‌ساز امکان و آزادی …

و خداوند همهٔ «نام»ها را به «آدم» آموخت… (نکته‌ای دربارهٔ کشف معنای واقعه‌ها)

🔸 یوسف(ع) دانشی به دست آورده که بر اساس آن می‌تواند معنای رؤیاها را دریابد، و با این دانش پادشاه و مردم مصر را به مسیری برای آینده هدایت می‌کند. خداوند در آیهٔ ۲۱ این دانش را «تأویل احادیث» می‌نامد (این اصطلاح در چند جای سوره تکرار می‌شود). مقصود از این تأویل احادیث فقط درک …

«آن روز کجا بازیابم که تو مرا بودی و من نبودم؟» (به بهانهٔ آیهٔ ۳۳ سورهٔ یوسف)

🔸 یوسف(ع) در موقعیتی قرار می‌گیرد که عده‌ای از زنان اشراف مصر قصد سوءاستفاده از او را دارند. در چنین شرایطی، او با پروردگار حاضر و زندهٔ خود، شروع به سخن می‌کند. می‌گوید که زندان را از آنچه به آن دعوت شده بیشتر دوست دارد، و از پروردگارش برای رفع حیله‌هایی که در جریان است …

ارزش خویشتن را دریاب و ایمن شو (به بهانهٔ آیهٔ ۲۴ سورهٔ یوسف)

🔸سورهٔ یوسف(ع)، آیهٔ ۲۴: وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ ۖ وَهَمَّ بِهَا لَوْلَا أَن رَّأَىٰ بُرْهَانَ رَبِّهِ ۚ كَذَٰلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ ۚ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَو در حقیقت [آن زن‌] آهنگ وی کرد، و [یوسف نیز] اگر برهان پروردگارش را ندیده بود، آهنگ او می‌کرد. چنین [کردیم‌] تا بدی و زشتکاری را از او بازگردانیم، چرا که او …

و آن خدایی که در میانهٔ میدان ایستاده… (به بهانهٔ آیهٔ ۱۸ سورهٔ یوسف(ع))

🔸 سورهٔ یوسف(ع)، ۱۸: وَجَاءُوا عَلَىٰ قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ ۚ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْرًا ۖ فَصَبْرٌ جَمِيلٌ ۖ وَاللَّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَىٰ مَا تَصِفُونَ و پیراهنش را [آغشته‌] به خونی دروغین آوردند. [یعقوب‌] گفت: «[نه‌] بلکه نَفْس شما کاری [بد] را برای شما آراسته است. اینک صبری نیکو [برای من بهتر است‌]. و بر …

«برادرت کجاست، قابیل؟» (به بهانهٔ آیهٔ ۸ سورهٔ یوسف)

🔸 سورهٔ یوسف(ع)، آیهٔ ۸: إِذْ قَالُوا لَيُوسُفُ وَأَخُوهُ أَحَبُّ إِلَىٰ أَبِينَا مِنَّا وَنَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّ أَبَانَا لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ هنگامی که [برادران یوسف] گفتند: «یوسف و برادرش نزد پدرمان از ما -که برای خود جوانانی برومند هستیم- دوست‌داشتنی‌ترند. قطعاً پدر ما در گمراهی آشکاری است.» 🔸 تجربهٔ برادرکشی، نخستین تجربهٔ فرزندان انسان است. قابیل …

«تا چه خواهد کرد سلطان شگرف…» (به بهانهٔ آیهٔ ۱۲۳ سورهٔ هود)

🔸 سورهٔ هود، ۱۲۳: وَلِلَّهِ غَيْبُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِلَيْهِ يُرْجَعُ الْأَمْرُ كُلُّهُ فَاعْبُدْهُ وَتَوَكَّلْ عَلَيْهِ ۚ وَمَا رَبُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَو نهان آسمانها و زمین از آنِ خداست، و تمام کارها به او بازگردانده می‌شود؛ پس او را پرستش کن و بر او توکّل نمای، و پروردگار تو از آنچه انجام می‌دهید غافل نیست. 🔸 در …

به پا خیز و دعوت خدا را پاسخ گو… (به بهانهٔ آیهٔ ۱۱۲ سورهٔ هود)

🔸 سورهٔ هود(ع)، آیهٔ ۱۱۲: پس، همان گونه که دستور یافته‌ای ایستادگی کن، و هر که با تو توبه کرده [نیز چنین کند]، و طغیان مکنید که او به آنچه انجام می‌دهید بیناست. 🔸 روایتی به این مضمون از پیامبر(ص) نقل شده است که «سورهٔ هود مرا پیر کرد»، و به این اشاره شده که …